نوشته شده در 11 تیر 1405، ساعت 12:20

کودک ایمن

کودک ایمن
خلاصه مطلب
سبک دلبستگی در کودکان

سبک دلبستگی کودک من ایمن است یا ناایمن؟ چهار سبک دلبستگی داریم: یک سبک دلبستگی ایمن و سه دلبستگی ناایمن.

کودکانی که از دلبستگی ایمن برخودارند والدینی دارند که اغلب در دسترس‌اند و با نیازهای کودک‌شان هم‌آهنگ‌اند. این والدین قادرند توجه‌شان را از کاری که مشغول آن هستند به کودک‌شان معطوف کنند و وقتی نیاز کودک‌شان برطرف شد، دوباره به فعالیت‌شان مشغول شوند. وقتی کودک‌شان ناراحت و پریشان است و می‌خواهد نزدیک‌ آن‌ها باشد، سریع او را آرام می‌کنند. پس از آن، کودک مجددا به بازی و فعالیت اکتشافی‌اش بازمی‌گردد. این انتظار در این کودکان شکل گرفته که والدین‌شان به آن‌ها توجه و کمک می‌کنند و آن‌ها را به خودمختاری ترغیب می‌کنند. باور بر این است که این کودکان یاد گرفته‌اند که وقتی ناراحت و پریشان‌‌اند، تعامل با مادرشان به آن‌ها کمک می‌کند که احساس امنیت کنند.

کودکان با دلبستگی اجتنابی والدینی دارند که به آن‌ها و نیازهای‌شان توجهی نمی‌کنند. وقتی این کودکان تحت استرس قرار می‌گیرند، اغلب یا والدین‌شان را نادیده می‌گیرند و یا فقط نگاهی به آن‌ها می‌کنند و انتظار دخالت ندارند. آن‌ها، به‌رغم اضطراب‌شان، این انتظار را از والدین‌شان ندارند که منبع آرامش آن‌ها باشند و به نظر می‌رسد که به این نتیجه رسیدند که بهتر است به خودشان متکی باشند و هیجانات‌شان را خودشان تنظیم کنند.

کودکان مضطرب-دوسویه والدینی دارند که یا بسیار گرفتارند و یا لزوما همیشه در کنارشان نیستند. این کودکان، در مواقع پریشانی و ناراحتی، نیاز دارند که در کنار والدین‌شان باشند، اما والدین‌شان به‌خوبی آن‌ها را آرام نمی‌کنند و درنتیجه نمی‌توانند به‌سرعت به بازی‌شان بازگردند. در بسیاری موارد، اضطراب مادر، غیرقابل‌اتکا بودن و بی‌ثباتی او پریشانی کودک را بدتر می‌کند. این کودکان وابستگی بیشتری پیدا می‌کنند و تمایل کمتری به فعالیت اکتشافی و بازی دارند، گویی از اضطراب مادرشان آموخته‌اند که دنیا جای خطرناکی است و بهتر است از آن اجتناب کرد.

کودکان با دلبستگی آشفته کودکانی هستند که، درصورتی‌که تحت استرس قرار گیرند، رابطه‌شان با مادرشان پرتعارض می‌شود. آن‌ها از طرفی می‌خواهند به مادرشان نزدیک شوند تا آرام بگیرند و، از طرف دیگر، از نزدیکی می‌ترسند. آن‌ها دچار تعارض درونی نزدیکی-اجتناب می‌شوند که خود را در رفتارهای آشفته و آسیب به خود نشان می‌دهد: یعنی می‌چرخند، زمین می‌خورند، خود را می‌زنند، و نمی‌دانند برای آرام‌کردن خود چه باید بکنند. به نظر می‌رسد که آن‌ها دچار تجزیۀ ذهن، تجارب خلسه‌وار، میخکوب‌شدگی و بی‌حرکت‌ماندن در وضعیت‌های بدنی نامناسب می‌شوند. تحقیقات نشان داده‌اند که دلبستگی آشفته در کودکان با اندوه و یا ضربه روانی حل‌نشده در مادران‌ همبستگی دارد. این مسئله باعث می‌شود که این مادران در چشم فرزندشان هم وحشت‌آفرین باشند و هم وحشت‌زده.

کاترین استاوفر از کتاب درمان کودک دیده‌نشده در بزرگسالی ترجمه حامد حکیمی

برچسب ها

کودک ایمن

ویراستار مدرسه
11 تیر 1405، ساعت 12:20۲۰ دقیقه مطالعه
کودک ایمن
خلاصه مطلب
سبک دلبستگی در کودکان

سبک دلبستگی کودک من ایمن است یا ناایمن؟ چهار سبک دلبستگی داریم: یک سبک دلبستگی ایمن و سه دلبستگی ناایمن.

کودکانی که از دلبستگی ایمن برخودارند والدینی دارند که اغلب در دسترس‌اند و با نیازهای کودک‌شان هم‌آهنگ‌اند. این والدین قادرند توجه‌شان را از کاری که مشغول آن هستند به کودک‌شان معطوف کنند و وقتی نیاز کودک‌شان برطرف شد، دوباره به فعالیت‌شان مشغول شوند. وقتی کودک‌شان ناراحت و پریشان است و می‌خواهد نزدیک‌ آن‌ها باشد، سریع او را آرام می‌کنند. پس از آن، کودک مجددا به بازی و فعالیت اکتشافی‌اش بازمی‌گردد. این انتظار در این کودکان شکل گرفته که والدین‌شان به آن‌ها توجه و کمک می‌کنند و آن‌ها را به خودمختاری ترغیب می‌کنند. باور بر این است که این کودکان یاد گرفته‌اند که وقتی ناراحت و پریشان‌‌اند، تعامل با مادرشان به آن‌ها کمک می‌کند که احساس امنیت کنند.

کودکان با دلبستگی اجتنابی والدینی دارند که به آن‌ها و نیازهای‌شان توجهی نمی‌کنند. وقتی این کودکان تحت استرس قرار می‌گیرند، اغلب یا والدین‌شان را نادیده می‌گیرند و یا فقط نگاهی به آن‌ها می‌کنند و انتظار دخالت ندارند. آن‌ها، به‌رغم اضطراب‌شان، این انتظار را از والدین‌شان ندارند که منبع آرامش آن‌ها باشند و به نظر می‌رسد که به این نتیجه رسیدند که بهتر است به خودشان متکی باشند و هیجانات‌شان را خودشان تنظیم کنند.

کودکان مضطرب-دوسویه والدینی دارند که یا بسیار گرفتارند و یا لزوما همیشه در کنارشان نیستند. این کودکان، در مواقع پریشانی و ناراحتی، نیاز دارند که در کنار والدین‌شان باشند، اما والدین‌شان به‌خوبی آن‌ها را آرام نمی‌کنند و درنتیجه نمی‌توانند به‌سرعت به بازی‌شان بازگردند. در بسیاری موارد، اضطراب مادر، غیرقابل‌اتکا بودن و بی‌ثباتی او پریشانی کودک را بدتر می‌کند. این کودکان وابستگی بیشتری پیدا می‌کنند و تمایل کمتری به فعالیت اکتشافی و بازی دارند، گویی از اضطراب مادرشان آموخته‌اند که دنیا جای خطرناکی است و بهتر است از آن اجتناب کرد.

کودکان با دلبستگی آشفته کودکانی هستند که، درصورتی‌که تحت استرس قرار گیرند، رابطه‌شان با مادرشان پرتعارض می‌شود. آن‌ها از طرفی می‌خواهند به مادرشان نزدیک شوند تا آرام بگیرند و، از طرف دیگر، از نزدیکی می‌ترسند. آن‌ها دچار تعارض درونی نزدیکی-اجتناب می‌شوند که خود را در رفتارهای آشفته و آسیب به خود نشان می‌دهد: یعنی می‌چرخند، زمین می‌خورند، خود را می‌زنند، و نمی‌دانند برای آرام‌کردن خود چه باید بکنند. به نظر می‌رسد که آن‌ها دچار تجزیۀ ذهن، تجارب خلسه‌وار، میخکوب‌شدگی و بی‌حرکت‌ماندن در وضعیت‌های بدنی نامناسب می‌شوند. تحقیقات نشان داده‌اند که دلبستگی آشفته در کودکان با اندوه و یا ضربه روانی حل‌نشده در مادران‌ همبستگی دارد. این مسئله باعث می‌شود که این مادران در چشم فرزندشان هم وحشت‌آفرین باشند و هم وحشت‌زده.

کاترین استاوفر از کتاب درمان کودک دیده‌نشده در بزرگسالی ترجمه حامد حکیمی

برچسب ها

فرم جدید